عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
323
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آن را كه چو تو نگار باشد در بر * گر بانگ قيامت آيد او را چه خبر ! قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ - لا شهادة اصدق من شهادة الحق لنفسه بما شهد به فى الاول ، و ذلك فى قوله : يُشْهِدُ اللَّهَ فهو شهادة الحق للحق بأنه الحق . روز اول در عهد ازل بگفت راست و كلام پاك ازلى خبر داد از وجود احدى و كون صمدى و جلال ابدى و جمال سرمدى و ذات ديمومى و صفات قيومى . بو عبد اللَّه قرشى گفت : اين تعليم بندگان است و ارشاد طالبان . بلطف خود بندگان را مىدرآموزد كه بوحدانيت و فردانيت ما همين گواهى دهيد به قدر خويش ، چنان كه ما گواهى داديم بسزاى خويش ، و از راه معارضه برخيزيد ، تا چون ابليس مهجور در وهده نيفتيد ، و قال بعضهم : شهد اللَّه بوحدانيته و أحديته و صمديته ، و شهد غيره من الملائكة و اولى العلم بتصديق ما شهد هو لنفسه . خود گواهى داد بخداوندى و بزرگوارى و يكتايى خويش كه جز وى كسى سزاى آن شهادت نيست ، و خلق را رسيدن بكنه جلال و عظمت وى نيست ، و شهادت خلق جز تصديق آن شهادت حق چيزى ديگر نيست . جعفر بن محمد گفت : شهادت خلق را بنا بر چهار ركن است : اول اتباع امر ، دوم اجتناب نهى ، سوم قناعت ، چهارم رضا . و گفتهاند : شهادت خلق سه قسم است : شهادت عام ، و شهادت خاص ، و شهادت خاص الخاص . شهادت عام خروج است از شركت . شهادت خاص دخول است در مشاهدت . شهادت خاص الخاص نسيم صحبت از جانب قربت ببهانهء وصلت . مخلص همه ازو بيند . عارف همه به او بيند . موحد همه او بيند . هر هست كه نام برند عاريتى است ، هستى حقيقى اوست ، ديگر تهمتى است : قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ اى همه تو و بس ، با تو هرگز كى پديد آيد كس !